بهنود مرد

از بس که جان ندارد

قطار شهر بازی

بعضی آدمها مثل قطار شهر بازی هستند
.
میتونی سوارشون بشی و خوش بگذرونی، اما درآخر باید پیاده شی و بری دنبال زندگیت. چون تورو به هیچ جا نمیرسونند…

زندگی چیست؟

زندگی چیست؟
زندگی گاهی گریه است گاهی خنده
گاهی بازنده ای گاهی برنده
زندگی گاهی عشق و گاهی نفرت

گاهی امید گاهی حسرت
گاهی افتادن و موندن و بریدن
گاهی وقتا پر گشودن و پریدن
زندگی مثله یه سقفه تو هجوم بی پناهی
زندگی عشق و محبت کندن از مرگ و تباهی
زندگی مثل یه جنگه تنها جنگی که قشنگه
تو نبرد زندگی عشق حکمه تفنگه.

می گشتم…

لبخندی….

دارم دچار زورمرگی میشم

 

غذامو تو تختم میخورم

 

دیگه سر کار نمیرم

 

دیگه خونه دوستام نمیرم

 

 


 

بالاخره به زور فیل هوا کن تونستم یه پست بدم اما بدیش اینه که تز اون شباییه که هیچ حرفی برای گفتن ندارم

من، خورشید بان، هفده بار رای داده ام

هفده رای

 

هفده مهر

 

هفده انتخابات…

5 دروه ریاست جمهوری…..

 

همیشه اعتقاد به این جمله داشته ام:

 

یک رای، همه سهم من از دموکراسی

 

 

——————————————————————————————————————–

 

 

 

نمی دانم آیا شناسنامه من مهر هجدهم را به خود خواهد دید؟

[Title of the post]

testing opera mobile

مریلین مونرو گفته به همه دختر بچه ها باید گفت که خوشگل هستند…حتی اگر نباشند

 

 

به پسر بچه ها چی؟

دلبستگیها – عادت ها

راحت دلت به کسی یا چیزی بسته میشه…راحت عادت می کنیم… یه گربه که میبینی هر شب از رو دیوار داره با چشمهای خوابالو نگاهت میکنه، صدای تمرین پیانوی پسر همسایه که مدام کلید ها رو از بالا تا میر میاد… به اینکه باید فلان وبلاگو بخونی… به اینکه اگه روزی سه بار بهش زنگ نزنی و صداشو نشنوی اصلا روزت شب نمیشه…

 

 

اما کجاست مرز بین دلبستگی و روزمرگی؟