جاده های جنوبی

Road to Lengeh 009

Road to Lengeh 037 Road to Lengeh 064

خوشبختانه مشکل ساین /اپ لیو رایتر من با فیل هوا کن رفع شد….. بعد از این با مشکل کمتری پست میدم!

دریای جنوبی

این عکس ها در چیرو و هندورابی گرفته شده. البته سری دیگه ای هم از عکس های هندورابی هست که به تدریج پست خواهد شد.

پارتی چیف اعلام کرده تا دو روز دیگه باید به لنگه بیام… وقت زیادی برای آفتاب گرفتن نمونده!

 

 

شنبه به تهران بر می گردم

 

اینجا چیروست

در بندر چیرویه نخل و باد و آفتاب و دریا همراه هستند…و البته قایق ها و لنج هایی که در افق دور و نزدیک به این سو آن سو میروند…

پسر های سوخته از آفتاب..

مرغان نوروزی که بر دریا فریاد می زنند….

 

اینجا رو ساکنین محلی چیرو می نامند… بندری کوچک بر کناره خلیج فارس با مردمی بسیار بسیار مهربان

 

در سمت غربی بندر و کنار اسکله تپه شنی بزرگی وجود دارد که از شنهای کف دریا و در جریان گودبرداری اسکله ساخته شده. بر فراز تپه جزیره هندورابی از دور دیده می شود و دریا در وسعتی بی انتها ادامه دارد.

 

 

اینجا چیروست.

پسر های سوخته از آفتاب…..

 

 

آوخ از شیون مرغان نوروزی!

چیرو

زندگی در جنوب جذابیت های خاص خودش را دارد و البته سختی های خودش!

 

فعلا مهم ترین مشکل من نبودن سیگار پال مال در کل منطقه است! من عادت به سیگار دیگه ای ندارم و راستش با دو پاکتی که در روز می کشم خریدن وینستو و کنت کمی خارج از سرویسه!

 

دو روزی هم آب نداشتیم…. البته خلیج پر از آبه آبی شور و تاخ و بسیار بسیار آبی…..

 

 

اینجا دوستی هم پیدا کردم! یه پسر محلی… عرب تبار و بسیار مهربان… دو سه باهاش به دریا رفتم و دور بندر با موتور سیکلت دور زدیم……

 

 

دارم برنزه میشم! و چند باری هم شنا کردم .

 

اقامت چیرو تا چند هفته دیگه تموم میشه و به لنگخ خواهیم رفت. در اونجا از دریا دوریم و نمی دونم آیا بعد از اینکه کسی شیون مرغان نوروزی رو بشنوه در تمام عمرش میتونه جای دیگه ای رو تحمل کنه؟