تغییر نام وبلاگ

میخوام اسم وبلاگ رو از «به نام خورشید» به «خورشیدبان» یا «خورشیدبانی» تغییر بدم

بزرگان وبلاگستان!!! نظر بدین!!!

Advertisements

ولي حالا چرا ؟

آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا ؟

بي وفا،

بي وفا حالا كه من افتاده ام از پا چرا ؟

نوشدارويي و بعد از مرگ سهراب آمدي

سنگدل اين زودتر مي خواستي حالا چرا ؟

عمر ما ار مهلت امروز و فرداي تو نيست

من كه يك امروز مهمان توام فردا چرا ؟

نازنينا ما به ناز تو جواني داده ايم

ديگر اكنون با جوانان نازكن با ما چرا ؟

وه كه با اين عمر هاي كوته بي اعتبار

اين همه غافل شدن از چون مني شيدا چرا ؟

آسمان چون جمع مشتاقان ، پريشان مي كند

درشگفتم من نمي پاشد ز هم دنيا چرا ؟

شهريارا بي حبيب خود نمي كردي سفر

راه عشق است اين يكي بي مونس و تنها چرا ؟

در عشق اجباری نیست

عشق یعنی امکان انتخاب به معشوق دادن.برای آنکه کسی یا چیزی را به دست آوری؛ رهایش کن

از دوست ندیده من … علی

آه از چشم تو….

امشب اومد

نشست

چشماشو به چشمام دوخت

همون چشمایی که منو از عمق چشمام ربوده بود

اما…….

شاید دیگه اون چشما نیان این طرفا

شاید اون خنده که بغض گریه بود

دیگه مال من نشه

شاید امشب….من هم

بشینم گریه کنم

که چرا خدا عشقو تو زندگیم نذاشت

شاید امشب…..

شاید….

آن دم كه چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود

وقتي گريبان عدم با دست خلقت مي دريد
وقتي ابد چشم تو را پيش از ازل مي آفريد
وقتي زمين ناز تو را در آسمان ها مي كشيد
وقتي عطش طعم تو را با اشك هايم مي كشيد
من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلي
چيزي نمي دانم از اين ديوانگي و عاقلي
يك آن شد اين عاشق شدن، دنيا همان يك لحظه بود
آن دم كه چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود


وقتي كه من عاشق شدم، شيطان به نامم سجده كرد
آدم زميني تر شده و عالم به آدم سجده كرد
من بودم و چشمان تو، نه آتشي و نه گلي
چيزي نمي دانم از اين ديوانگي و عاقلي

شعر: دکتر افشین یدالهی

آهنگساز: فردين خلعتبري
آواز: عليرضا قرباني
با همكاري گروه كر استاد محمد نوري

خیلی هزار ریالی

اینو امروزز یکی برام فرستاد با عرض شرمندگی نمیدونم کار کیه!!

اکه کسی میدونه بگه کپی رایتشو براش رعایت کنیم خیلی هزار ریالی

دوستت دارم

دوستت  دارم دوستت دارم  قلب منی

کسی نگات نکنه تو عشق منی

میشم فدای اون چشم سیات

جای جای زندگی